حرارت مرده
ظهر مهمون و عصرم یه مهمونی خاله زنکی مزخرف...شنیدن اراجیف و چرندیات شب دوباره مهمون..ای بابا خسته شدم. میخوام تنها باشم از خودم بیزارم حوصله هیچ کسیو ندارم خونه ی عمه گرمی وجود خودشو داشت.. دلم شدیدا میخوادش.. حیف! بوی پاییز بدجوری پیچیده.. ...
ادامه مطلب